۵ نکته درباره قاتل مونا حیدری، دختری که در اهواز به دست شوهرش سر بریده شد

فاجعه دردناک سر بریدن زن هفده ساله توسط همسرش و با آن سر دور افتخار در اهواز زدن شایسته بررسی بیشتر است تا از تکرار آن در آینده جلوگیری شود. چند نکته قابل ذکر است:

۵ نکته درباره قاتل مونا حیدری، دختری که در اهواز به دست شوهرش سر بریده شد

۱- در فقه اسلام شروط ازدواج دختر و پسر یا مرد و زن را عقل و بلوغ و رشد ذکر کرده‌اند و می‌گویند طرفین باید عاقل و بالغ و رشید باشند. از مشکلات جامعه ما این است که به شرط سوم یعنی رشید بودن توجه لازم نمی‌شود. رشید برای ازدواج، انسانی است که فلسفه و هدف ازدواج را می‌داند و در این زمینه به رشد فکری لازم رسیده است و ازدواج را مهم‌ترین مرحله زندگی تلقی می‌کند. رفتار مقتول این حادثه که در ۱۳ سالگی ازدواج کرده است نشان می‌دهد که او در زمان ازدواج از رشد فکری و اجتماعی لازم برخوردار نبوده و رشید نبوده است و دادگاهی که برای او گواهی رشد صادر کرده به خطا رفته است.

۲- پدر غزل و پدر همسرش که او را از ترکیه به ایران آوردند خارج از احتیاط عمل کرده‌اند و در حالی که می‌دانستند سجاد، همسر غزل مترصد انتقام و در حال انفجار است تمهیدات لازم را برای عدم دسترسی او به غزل فراهم نکردند و گویی خودشان با سجاد همکار بوده‌اند تا به خیال خود این لکه ننگ را از دامن خویش پاک‌ کنند.

۳- رفتار مردم در این میان بسیار تاثیرگذار است. اینکه دائم نزدیکان و همکاران سجاد او را به بی‌غیرتی متهم کنند و آتش درون او را شعله‌ور سازند به‌طوری که وی از حال عادی خارج شود، یک رفتار ناصحانه و خیرخواهانه و در جهت حل مشکل نیست بلکه در راستای خلق یک جنایت بزرگ است.

بدتر از این، ایستادن و تماشا کردن این جنایت و مانع نشدن است.

۴- سجاد باید سن و سال غزل را در نظر می‌گرفته و توجه می‌کرده است که او در سیزده سالگی و قبل از آنکه وارد اجتماع شود و گرگ‌های کمین‌ کرده اجتماع را بشناسد وارد زندگی خانوادگی شده و بسان بره‌ای فریب یکی از این گرگ‌ها را خورده و بعدا هم پشیمان شده است. حداکثر این بوده است که او را طلاق بدهد. مردی خدمت پیغمبر اکرم(ص) رسید و گفت: همسرم با مردان دیگر ارتباط دارد. پیامبر(ص) فرمود: او را طلاق بده. گفت: او را دوست دارم. رسول خدا فرمود: پس نگهش دار و نفرمود برو او را بکش. اصولا خداوند خواسته است گناهان جنسی مستور بماند و جمله‌ای به این مضمون در حدیث هست که خدا می‌خواهد زنا با کمتر از چهار شاهد عادل، آن هم با آن کیفیت شهادت، مستور بماند. غرض اینکه این‌طور نیست که به راحتی بتوان زنی را مهدورالدم اعلام کرد. البته غیرت مرد نسبت به همسرش و بلکه نسبت به همه زنان یک امر پسندیده است و صفتی است که دست خلقت در جنس مرد و بلکه در جنس نر در همه حیوانات برای حفظ سلامت نسل قرار داده است ولی این غیرت باید در جای خود به کار رود.

۵- وظیفه مدعی‌العموم در این حادثه سنگین است. ممکن است افرادی بگویند در این ماجرا زنی به قتل رسیده و قاتل و مقتول و اولیای دم خویشاوند نزدیک هستند، بنابراین ممکن است اولیای دم رضایت بدهند و با پرداخت دیه مساله حل شود، بنابراین مساله مهمی نبوده است. ولی این‌طور نیست. در اینجا حق اجتماع نقش اول را دارد. مردی که جنایتی با این کیفیت مرتکب شده و ایجاد رعب در جامعه کرده است به‌طوری که ده‌ها روز ذهن جامعه به آن مشغول بوده است یک قتل معمولی انجام نداده بلکه وجدان و عواطف جامعه را جریحه‌دار و آرامش روانی افراد را مخدوش کرده و ترس و رعب را بر جامعه حاکم نموده است. مدعی‌العموم باید در دفاع از حق اجتماع، مجازات در خور تعیین کند و البته این مجازات باید در اسرع وقت اجرا شود، زیرا فلسفه مجازات، یکی تسکین خاطر جنایت دیدگان است که در اینجا غیر از خویشان مقتول شامل سایر افراد جامعه نیز می‌شود، و دیگر عبرت دیگران تا کسی چنین جنایتی را تکرار نکند. اگر مجازات قاتل چند سال دیگر انجام شود، مانند اکثر این‌گونه پرونده‌ها، فلسفه و هدف مجازات تامین نمی‌شود.

ارسال نظر